الشيخ أبو الفتوح الرازي
331
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
المعطى اللَّعنة ، بد عطايى داده است لعنت . و الرّفد ، العون . زجّاج گفت : هر چيزى كه به عماد و دعامهء چيزى كنى آن را رفد خوانند ، و هر عطايى كه بر سبيل معاونت باشد تا مرد به كارى قوى شد ( 1 ) آن را [ 197 - ر ] رفد گويند ، يقال : رفده بكذا اذا اعانه به ، و رفده اذا اعطاه على وجه المعاونة . * ( ذلِكَ ) * ، اشارت است با آن خبر و كلام و گفتار كه پيش از اين برفت . * ( مِنْ أَنْباءِ الْقُرى ) * ، « من » تبعيض راست ، گفت ( 2 ) : آنچه ( 3 ) رفت بعضى است و طرفى از انباء و اخبار شهرها . و نبأ ، خبرى عظيم فظيع باشد كه ما بر تو قصّه مىكنيم و با تو مىگوييم ، و اصله ( 4 ) من قصّ اثره . * ( مِنْها ) * ، از آن شهرها . * ( قائِمٌ وَحَصِيدٌ ) * ، يعنى بر پاى مانده است و بعضى ويران ( 5 ) و فتاده چون كشت درو ده . و گفتند : « قائم » ، عبارت است از عمران ، و « حصيد » از خراب . و گفتهاند : « قائم » آن است كه بعضى بناهاى او بر جاى باشد ، و حصيد ( 6 ) افتاده تشبيها بالزّرع الحصيد ، اى المحصود ، فعيل به معنى مفعول ، يقال : حصده ( 7 ) بالسّيف اذا قتله به ، فكأنّه عبارة عن استيصال ( 8 ) . * ( وَما ظَلَمْناهُمْ ) * ، آنگه باز نمود كه : اين عذاب و هلاك كه بر ايشان رفت از امّت سلف ، نه بظلم رفت بل به استحقاق رفت و بواجب ، چه ما بر ايشان ظلم نكرديم ، ايشان بر خود ظلم كردند و جلب مضرّت كردند به خود ، به اصرار بر كفر و بر فسق . آنگه آن معبودان ايشان از ايشان غناى نكردند با آن كه ايشان را خوانده بودند و عبادت كرده و پرستيده بودن خداى - عزّ و جلّ - و هيچ دستگيرى و فرياد رسى نكردند ، چون فرياد رسى نكردند فرمان ما در آمد : * ( وَما زادُوهُمْ ) * ، و ايشان را نيفزودند ( 9 ) مگر خسارت و زيان [ و التّباب ] ( 10 ) ، الخسران ، و التّباب ، الهلاك ، قال اللَّه تعالى :
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : شود . ( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب كه ، مل به . ( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب كه . ( 4 ) . اساس : امثله ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بيران . ( 6 ) . اساس : حقيقت ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، آز : حصيده . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : الاستيصال . ( 9 ) . اساس : نيفزود ، با توجه به آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 10 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .